تحقیق
طبق تحقیقات روانشناسان اکثراً عکس العمل های ناخود آگاه انسان منشا از حوادث و واقعات فراموش شده می باشد. به این مفهوم که عکس العمل های آدمی (نفرت و محبت) که بدون دلیل پنداشته میشود دارای تاریخچه و فلسفه یی نزد عصب میباشد که فقط نشانه تأثر از خود بجا میماند که البته در هنگام روبرو شدن با (نشانه برجسته) عکس العمل خاص بروز میکند.
طبق تحقیقات روانشناسان اکثراً عکس العمل های ناخود آگاه انسان منشا از حوادث و واقعات فراموش شده می باشد. به این مفهوم که عکس العمل های آدمی (نفرت و محبت) که بدون دلیل پنداشته میشود دارای تاریخچه و فلسفه یی نزد عصب میباشد که فقط نشانه تأثر از خود بجا میماند که البته در هنگام روبرو شدن با (نشانه برجسته) عکس العمل خاص بروز میکند.
بعضاً این عکس العمل ها چنان شدید میباشد که حوادث عجیب را ببار میاورد. چنانچه بسیار داستانهای پر از ماجرا را خوانده و شنیده ایم که این سخنان را تحقق میبخشد.
حوادث فراموش شدهء سبب انگیزه های پر ماجرا و بس خطیر گردیده است. چنانچه شخص با دیدن چشم های مرد سالخورده احساس ناراحتی میکرد. گاه چشمان او را به پرندهء لاشخور تشبیه میکند و خط مرگ خود را در آن میخواند و گاه خود را آمادهء شکار او مینماید. ناراحتی به حد میرسد که این شخص حتی مجبور میشود تا پیر مرد بی قصور را فدای چند لحطه یی آرامش اعصابش نماید.
بعضاً داستانها حکایت از جنبه ها و نتایج مثبت این عکس العمل ها مینماید. خوانده ایم که محبت ظاهراً بی دلیل طفل سبب میشود که دزد معروف و ماهر را از عمل دزدی باز داشته و به او دنیای صداقت و محبت را معرفی نماید. طفلک در تاریکی ها و ظلمت های شب ، مجسمه مهربان (فراموش شدهء) را تلاش نموده بلکه دریافت میکند که آن فرد کسی دیگر نه بلکه همان دزد ایست که سازندهء وجود( خداوند (ج) ) به وی قد و اندام شبیه پدر طفل به او اعطا نموده است. این موضوع سبب میشود که محبت طفل دزد گنه کار را بسوی خود میکشاند و او را مجبور میسازد تا دنیای لهو و زشت را فدای کلمه "پدر" که برای نخستین بار به جای "دزد!" شنیده بود بکند. نویسنده مینویسد که این طفل در هنگام که خیلی کوچک بوده پدرش را از دست داده و فقط نشانه که از آن در ذهن اش باقی مانده قد و قامت پدرش بوده است که در تاریکی شب هنگامی که از وظیفه بر می گشته در عقب کلکین خانه نمایان میشد. و او تا آن زمان چشم براهش به کلکین چشم میدوخت.
بعضاً از بروز این چنین عکس العمل ها در نظر ما عجیب میاید مثال کسی از بهار خوشش نمیاید حالانکه در زیبایی و دلپذیری بهار شکی نیست، کسی در نخستین ملاقات شخصی را بی حد میپسندد که شاید به دیگران چندان جلوه نداشته باشد و یا از شخصی بدین زودی اظهار نفرت میکند که شاید مورد ملامتی دیگران قرار بگیرد. اکثراً بخاطر دریافت دلیل و راه کنترول مواجه ناکامی میگردند و اعتراف میداردند که هیچ دلیل ندارم چرا؟ کنترول کنم ؟ چگونه؟ حالانکه این بهار در خود طوفان مخفی داشته و این چهره دلکش نشان از آن فرد مهربان در خود داشته و این چهرهء نفرت انگیز ، نشان از آن فرد زشت را جلوه گر است. و اذهان همه را فراموش کرده فقط نشانه ان که چون سایه یی خفیف باقی مانده عصب را تحت فشار قرار میدهد
این افراد، اشخاص متأثر اند و شاید گاه غیر نارمل نظر به شدت اظهار انگیزه شان پنداشته شوند.
بخاطر باید داشت که هدف دگرگون ساختن حالات مذکور باید علل آنرا در تاریخجهء زنده گی شخص دربافت نموده و آنرا به طریق موثر حل و فصل نماییم . مطلب برای از میان برداشتن این حالت، حالت را درک نموده و علل (عامل ) آنرا از بین برداریم نه محیط را
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر